متاءسفانه امروزه در کشورهای غربی برغم پیشرفتهای علمی و صنعتی خبری از عواطف انسانی نـیـسـت و فـقـر عـاطـفـی مـوجود، بحران معنوی بزرگی را پدید آورده و زندگی را با چهره ای مـاشـیـنـی از فـروغ مـهـربـانـی و مـحـبـّت عـاری سـاخـتـه و بـه شـکـلی خـشـک و بـی روح تـبـدیـل کـرده است.انسان در این جوامع خود را در میان انبوهی از ماشین، تنها حسّ می کند. نتیجه ایـن تـنـهـایـی، دلتـنـگـی و عـدم احساس تعلّق به غیر در انسان غربی، افزایش روزافزون خـشـونـت، قـسـاوت و گـسـتـرش جـرم و جـنـایـت در ایـن کـشـورهـاسـت. شـایـد نـقـل جـمـلاتی از یک نویسنده مشهور غربی بتواند، دورنمایی از زندگی تاریک و بی فروغ مردم غرب را در دنیای مدرنِ تکنیک و صنعت به ما ارائه دهد. او می نویسد:

لطفا به ادامه مطلب بروید