بمناسبت سالروز تولد امام موسی کاظم علیه‌السلام

ویژه نامه ولادت امام موسی کاظم:

{ سفر حج به پایان رسیده بود. امام صادق (ع) و همراهان در راه بازگشت به مدینه بودند. به امام (ع) خبر دادند که وضع حمل همسرتان نزدیک است. امام(ع)  با شادمانی به سوی خیمه همسرشان حمیده رفتند تا اولین زائر آن نو رسیده باشند. پدر با شادمانی فرزند را در آغوش گرفت و در گوش راست اذان و در گوش چپش اقامه گفت. سپس به سوی اصحاب بازگشت و با شادمانی فرمود: «خداوند پسری به من مرحمت کرده که بهترین مخلوق خداست. به هوش باشید، به خدا سوگند که او سرپرست شماست». 
کاروان به سمت مدینه حرکت کرد. امام صادق (ع) پس از ورود به شهر ، به منظور گرامی داشت نوزاد خجسته اش ، سه روز به مردم طعام داد و پیروان آن حضرت، گروه گروه برای عرض تبریک  و شرکت در جشن و سرور به محضر آن بزرگوار شرفیاب می شدند.[1]}

*درسی بزرگ از امام کاظم (ع)
امام موسی بن جعفر (ع) هنگامیکه به دستور طاغوت زمان خود، هارون الرشید به جرم حق گوئی و دفاع از حقیقت، دستگیر و روانه زندان شد به سجده رفت و در حال سجده این چنین عرضه داشت :«بار الها! من بارها از درگاه تو مسئلت میداشتم که برای عبادت، فراغتی بمن عنایت فرمائی تا به اطاعت و فرمان برداری تو قیام ورزم از اینکه اکنون درخواست مرا اجابت فرموده ای در برابر چنین توفیقی سپاسگزارم»[2] *

( بهره ای از کلام امام موسی کاظم (ع)
- «همانا که عاقل دروغ نمی گوید، گرچه طبق میل و خواسته او باشد»[3]
- «مبادا از خرج كردن در راه طاعت خدا خوددارى كنى ، و آن گاه دو برابرش را در معصيت خدا خرج كنى»[4]
- «خداوند در زمين بندگانى دارد كه براى برآوردن نيازهاى مردم مى كوشند ؛ اينان ايمنى يافتگان روز قيامت اند»[5])

مژده‌ ای دل که به ماتاج سری داد خدا
شب ما سوته دلان را سحری داد خدا
سجده شکر به جا آر که از رحمت خویش
تیر جانسوز دعا را اثری داد خدا
شجرطیبه ی گلشن طاها را باز
هم ثمر داده و هم برگ و بری داد خدا
تا که اسلام قوی گردد و الحاد ضعیف
صدف بحر ولارا گهری داد خدا
ای صبا فاطمه را مژده بده کز ره لطف
صادق آل نبی را پسری داد خدا
شاعر : محمد حسن فرحبخشیان

منبع:

موج همراه

 

تبریک عید سعید غدیر خم


عیداست وهوا شمیم جنت دارد

نام خوش مرتضی حلاوت دارد

باعطرگل محمدی وصلوات

این محفل ماعجب طراوت دارد

................. 

کیستم مولا؟ آن که آزادت کند

بند رقیت زپایت برکند

ای گروه مؤمنان شادی کنید

همچون سرو و سوسن آزادیه

بمناسبت روز غدیر خم


«حق با علی است اما.... »

◾️پرده اول: دوران بیست و پنج ساله:
علی سزاوار جانشینی پیغمبر است و خود بر این حق تصریح دارد (خطبه 144). مردم اشتباه کردند که به دنبال علی نرفتند ولی علی این اشتباه را نکرد که خود را بعد از رسول خدا به زور بر مردم تحمیل کند. بنابر شواهد تاریخی و تحلیل زمینه های اجتماعی و قومیتی آن زمان،علی می توانست با اندکی زور و زد و بند و طراحی یک شبهه کودتا، بازیگر عرصه قدرت بماند. علی گرچه بارها بر حقانیت خود تصریح نمود، با این حال حق انتخاب را از مردم نگرفت. او به مردم فرصت اشتباه داد تا از رهگذر اشتباهاتشان عبرت بگیرند بلکه رشد کنند و بالا بیایند.

◾️پرده دوم: هنگامه بیعت
سر انجام کار نیز چنان شد که بعد از بیست و پنج سال، مردمان پشیمان، برای درخواست حاکمیت علی بر درخانه او هجوم آوردند: «شما مردم برای بیعت کردن به سوی من روی آوردید! همانند مادران تازه زاییده که به طرف نوزادان خود می شتابند. پیاپی فریاد کشیدید بیعت! بیعت! من دستان خویش را بستم، اما شما به اصرار آن را گشودید....(خطبه 137)». علی می دانست که این هجوم نه از سر معرفت و عقلانیت که درخواستی شتابزده و سطحی و از سر استیصال است. او نهیب زد که « ای مردمان! من شما را برای خدا می خواهم و شما مرا برای خود می خواهید و این راه من و شما را یکسان نمی کند (خطبه 136)» پس راه خود برگیرید و مرا رها کنید. با اینحال چاره چه بود؟ همانطور که پیش از آن با نخواستن مردم همراه شده بود، این بار با خواست مردم همراه شد تا فرصتی دوباره برای آزمودن و انتخاب فراهم شود.

◾️پرده سوم: دوران حاکمیت
همان ها که برای برکشیدن علی هجوم آورده بودند، سوی ناساز بر می گزینند. علی با آنها چه کند؟ گرچه باز هم حق با علی است و این بار او نه مغلوب که غالب است و قدرتمند، با این حال تا زمانی که کسی دست به شمشیر نبرده باشد، جز با سخن احتجاجی ندارد. او به ناکثان می گوید: «ممکن است به من خبردهید که کدام حق را از شما بازداشته ام؟ یا کدام سهم را برای خود برداشته ام و بر شما ستم کردم؟ و کدام حقی پیش من آورده شد که من در برآورده کردن آن سستی کرده باشم؟ و کدام فرمان الهی را آگاه نبوده و راه آن را به اشتباه پیموده ام؟(خطبه 205)». با اینحال ناکثان و مارقان و قاسطان سه جنگ بر علی تحمیل می کنند. علی آغاز گر هیچ جنگی نمی شود و سپاهیان را سفارش اکید می کند که مبادا شروع کننده باشند(نامه 12 و 14)، حتی او در میان یاران متهم می شود که از جنگ با معاویه هراس دارد، و پاسخ می دهد «تعلل من به خاطر آن است که آرزو دارم عده ای از آنها به ما ملحق شوند و در لابلای تاریکی ها نور را یافته هدایت شوند(خطبه 55و 137)».
یاران نیز خون دل اند. علی میخواهد آنان جوانه بزنند و رشد کنند و بالا بیایند.آنان در عوض پیوسته بهانه می جویند، دروغ می گویند و کج راهه می روند. علی از ناهمراهی ها اظهار خستگی می کند(خطبه 34) و بارها آنان را سرزنش می کند (خطبه 27و29و97، 119و ...) و حتی دست به دعا برمی دارد: « تا خدا او را به زودی از دست این مردم نجات دهد ... و حتی یک روز با این مردم نباشد و هرگز آنان را دیدار نکند (نامه 35)». با همه این احوال علی راه را بر هیچ کس نمی بندد، همه آزادند تا سوی خویش گیرند، حتی اگر اشتباه کنند.

حق با علی است اما علی حق نمیداند که خود را بر مردم تحمیل کند...... 

اهمیت غدیر در اعتقادات اسلامی

پایگاه ریشه دار غدیر در اعتقادات باعث شده تا غدیر پرونده مبسوط خود را در اعتقادات باز کند واز یک واقعه تاریخی تبدیل به یک  پایه اعتقادی شود.این مسئله دقیقا به جانشینی پیامبر( ص) باز می گردد  که از روز اول رحلت پیامبر تا کنون به عنوان اصلی ترین مسئله بین مسلمانان مطرح است. غدیر سندی قاطع بر امامت و ولایت اهل بیت علیه السلام است و همین یک دلیل به تنهایی برای اثبات بسیاری از پایه های اعتقادی کافی است. 

#غدیر_شناسی| اهمیت غدیر در اعتقادات اسلامی...

#پیام_رسان_فرهنگ_غدیر_باشیم

🦋 @namaz_sadaf

ویژه ولادت امام هادی علیه السلام

به متوکل گزارش داده بودند که امام هادی (ع) قصد شورش دارد. او نیز دستور داد تا سربازان غافلگیرانه به منزل امام حمله برند. وقتی سربازان وارد خانه شدند امام(ع) را دیدند که لباسی پشمینه به تن دارد در اتاقی که کف آن از شن و ماسه است نشسته و آیاتی از قرآن را زمزمه می‌کند. امام (ع) را با همان حال نزد متوکل بردند
وقتی امام به مجلس متوکل وارد شد، او کاسه شرابی در دست داشت. متوکل آن حضرت را در کنار خود جای داد و پیاله‌ای به طرف او گرفت و گفت: بنوش.
امام فرمود: گوشت و خون من به شراب آلوده نشده است.
- پس شعری بخوان
- کمتر شعر می‌خوانم
متوکل اصرار ورزید و آن حضرت اشعاری خواندند که ترجمه آن اشعار چنین است:
*بر قله کوهها به سر می‌بردند و مردان نیرومند نگاهبانشان بودند.
*اما قله‌ها کاری برای آنها نساخت.
*از پس عزت از پناهگاه‌های خود برون آورده شدند و در حفره‌ها جایشان دادند و چه فرود آمدن بدی بود.
*و چون در گور شدند، یکی بر آنها بانگ زد که تختها و تاجها و زیورها کجا رفت؟
*چهره‌هائی که به نعمت خو کرده بود و پرده‌ها جلو آن آویخته می‌شد چه شد؟
*و قبر به سخن آمد و گفت: کرمها بر این چهره‌ها کشاکش می‌کنند.
*روزگاری دراز بخوردند و بپوشیدند و از پس خوراکی طولانی خورده شدند.
* مدتها خانه‌ها ساختند تا در آنجا محفوظ مانند و از خانه‌ها و کسان خویش دور شدند و برفتند
* مدتها مال اندوختند و ذخیره کردند و برای دشمنان گذاشتند و برفتند. منزلهایشان خالی ماند و ساکنانش به گور سفر کردند.
زمانی که شعر امام پایان یافت چشم حاضران گریان شد. متوکل که از کثرت گریه صورتش خیس شده بود دستور داد بساط شراب را برچینند. سپس دستور داد امام را با احترام به خانه‌اش بازگردانند.[1]

بهره ای از کلام امام:

*دنيا همانند بازارى است كه عدّه اى در آن براى آخرت سود مى برند و عدّه اى ديگر ضرر و خسارت متحمّل مى شوند.[2]
*مردم در دنيا به وسيله ثروت و تجمّلات شهرت مى يابند ولى در آخرت به وسيله اعمال محاسبه و پاداش داده خواهند شد.[3]


تمام زاویه ها را کشیده ای قائم
آهای سرو قدِ سرترین سرت سالم

غزال "اُم ولد"نور چشم های جواد
پدر بزرگ شب قدر-حضرت قائم-

پدر:غریب پدر:آشنا پدر:مظلوم
پسر:مراد پسر:مجتهد پسر:عالم

نشانه های امامت تمام شد وقتی
شکفت کنج لبت خالی از بنی هاشم

تو با لباس سپیدی و بالباس سیاه
برای دیدن تو کعبه می شود عازم

درست نیمه ی ذی الحجه بعد حج هر سال
تو مَحرمی و حرم می شود تو را مُحرم

زیارتی به بلندای جامعه از توست
زیارتی که شب قدر می شود لازم

زیارتی که خودش هست "محتشم"پرور
درست کرده به کرّات "اکبر ناظم"

دوتا فقط همه ی راز جامعه ست بگو
فقط"بکم فتح الله" فقط "بکم یختم"
شاعر: مهدی رحیمی

پیروز باشید
سید مهدی خدایی
موج همراه