میلاد با سعادت پنجمین خورشید ولایت وامامت مبارک باد.
نام مبارك امام پنجم محمد بود. لقب آن حضرت باقر يا باقرالعلوم است، بدين جهت كه: درياى دانش را شكافت و اسرار علوم را آشكارا ساخت. القاب ديگرى مانند شاكر و صابر و هادى نيز براى آن حضرت ذكر كرده اند كه هر يك بازگوينده صفتى از صفات آن بزرگوار بوده است.
كنيه امام «ابوجعفر» بود. مادرش فاطمه دختر امام حسن مجتبى عليه السلام است. بنابراين نسبت آن حضرت از طرف مادر به سبط اكبر حضرت امام حسن عليه السلام و از سوى پدر به امام حسين عليه السلام مى رسيد. پدرش حضرت سيدالساجدين، امام زين العابدين، على بن الحسين عليه السلام است.
تولد حضرت باقر عليه السلام در اولين روز از ماه رجب سال 57 هجرى در مدينه اتفاق افتاد. در واقعه جانگداز كربلا همراه پدر و در كنار جدش حضرت سيدالشهداء كودكى بود كه به چهارمين بهار زندگيش نزديك مى شد.
دوران امامت امام محمد باقر عليه السلام از سال 95 هجرى كه سال درگذشت امام زين العابدين عليه السلام است آغاز شده و تا سال 114 هجرى يعنى مدت 19 سال و چند ماه ادامه داشته است. در دوره امامت امام محمد باقر عليه السلام و فرزندش امام جعفر صادق عليه السلام مسائلى مانند انقراض امويان و بر سر كار آمدن عباسيان و پيدا شدن مشاجرات سياسى و ظهور سرداران و مدعيانى مانند ابوسلمه خلاّل و ابومسلم خراسانى و ديگران مطرح است، ترجمه كتابهاى فلسفى و مجادلات كلامى در اين دوره پيش مى آيد، عدّه اى از مشايخ صوفيه و زاهدان و قلندران وابسته به دستگاه خلافت پيدا مى شوند. قاضى ها و متكلّمانى به دلخواه مقامات رسمى و صاحب قدرتان پديد مى آيند و فقه و قضاء و عقايد و كلام و اخلاق را - برطبق مصالح مراكز قدرت خلافت شرح و تفسير مى نمايند، و تعليمات قرآنى - بويژه مسأله امامت و ولايت را، كه پس از واقعه عاشورا و حماسه كربلا، افكار بسيارى از حق طلبان را به حقانيّت آل على عليه السلام متوجه كرده بود، و پرده از چهره زشت ستمكاران اموى و دين به دنيا فروشان بر گرفته بود، به انحراف مى كشاندند و احاديث نبوى را در بوته فراموشى قرار مى دادند. برخى نيز احاديثى بنفع دستگاه حاكم جعل كرده و يا مشغول جعل بودند و يا آنها را به سود ستمكاران غاصب خلافت دگرگون مى نمودند. اينها عواملى بود بسيار خطرناك كه بايد حافظان و نگهبانان دين در برابر آنها بايستند. بدين جهت امام محمد باقر عليه السلام و پس از وى امام جعفر صادق عليه السلام از موقعيّت مساعد روزگار سياسى، براى نشر تعليمات اصيل اسلامى و معارف حقّه بهره جستند، و دانشگاه تشيّع و علوم اسلامى را پايه ريزى نمودند. زيرا اين امامان بزرگوار و بعد شاگردانشان وارثان و نگهبانان حقيقى تعليمات پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم و ناموس و قانون عدالت بودند، و مى بايست به تربيت شاگردانى عالم و عامل و يارانى شايسته و فداكار دست يازند، و فقه آل محمد صلى الله عليه وآله وسلم را جمع و تدوين و تدريس كنند. بهمين جهت محضر امام باقر عليه السلام مركز علماء و دانشمندان و راويان حديث و خطيبان و شاعران بنام بود. در مكتب تربيتى امام باقر عليه السلام علم و فضيلت به مردم آموخته مى شد. ابوجعفر امام محمد باقر عليهما السلام متولّى صدقات حضرت رسول صلى الله عليه وآله وسلم و اميرالمؤمنين عليه السلام و پدر و جدّ خود بود و اين صدقات را بر بنى هاشم و مساكين و نيازمندان تقسيم مى كرد، و اداره آنها را از جهت مالى بعهده داشت. امام باقر عليه السلام داراى خصال ستوده و مؤدّب به آداب اسلامى بود. سيرت و صورتش ستوده بود. پيوسته لباس تميز و نو مى پوشيد. در كمال وقار و شكوه حركت مى فرمود. از آن حضرت مى پرسيدند: جدّت لباس كهنه و كم ارزش مى پوشيد، تو چرا لباس فاخر بر تن مى كنى؟ پاسخ مى داد: مقتضاى تقواى جدم و فرماندارى آن روز، كه محرومان و فقرا و تهيدستان زياد بودند، چنان بود. من اگر آن لباس بپوشم در اين انقلاب افكار، نمى توان تعظيم شعائر دين كنم.
بقیه درادامه مطلب
پىنوشت:
سفينةالبحار، شيخ عباسى قمى، ماده نظر (.سخن گفتن درباره ی ویژگی های اخلاقی رسول اکرم (ص) بسی دشوار است که زبان از گفتن آن قاصر و قلم از بیان آن عاجز است . اما از باب اینکه
آب دریا را اگر نتوان کشید هم به قدر تشنگی باید چشید
مانیز قلم در دست گرفته و به نگارش ذره ای از اقیانوس بی کران فضایل اخلاقی آن حضرت پرداخته ایم ، پیامبری که رحمة للعالمین است و به فرمایش خودش «انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق» برای تکمیل مکارم اخلاق نازل شده است و به همین خاطر رفتار رسول خدا (ص) پر از زیبایی هاست . نگاه کردن آن حضرت حکایت از عدالت درونی او دارد ، رفتار کریمانه اش گویای بزرگی روح ، و خشم و خشنودی اش تنها به خاطر رضایت پروردگارش بود . در مجلس دارای ادب ، سکوتش دارای حکمت و حیای آن حضرت قابل تو صیف نیست ، زهد پیامبر با احدی قابل مقایسه نمی باشد ، فقیر و غنی در منظر آن حضرت هیچ تفاوتی با هم ندارند جز به تقوای الهی ، همیشه حق بر زبانش جاری ، لبخند بر لب ، و متواضع ترین مردم بود ، آن قدر مهربان و نازک دل بود که همه مردم مشتاق زیارت آن حضرت بودند . در امانت داری سرآمد همه بود ، در راستگویی از دوران جوانی لقب امین به او داده بودند در زیبایی سیرت و صورت همتایی نداشت ، به قول و پیمانش وفادار بود ، عفت کلام آن حضرت سر مشق همه ی نیکان بود خوبی ها و فضایل و زیبایی های آن حضرت آن قدر فراوانند که ذکر همه آنها در این مختصر نمی گنجد . اینک به ذکرگوشه ای از ویژگی های اخلاقی پیامبر اکرم(ص) می پردازیم.
1- امانت داری 10- اظهار شادی
2- راستگویی 11- متواضع بودن
3- وفای به عهد 12- مهربانی
4- سخاوتمندی 13- ساده زیستی
5- خوش اخلاقی 14- اکرام دیگران
6- ادب 15- کمک به نیازمندان...
7- حیا
8- سکوت
9- ذکر گفتن
کار کردن در منزل
از عایشه سوال شد:« پیغمبر(ص) در خانه چه می کرد ؟» گفت:«جامه اش را می دوخت ، و نعلین خود را پینه می کرد ، و کارهایی که یک مرد با اهل خود باید انجام بدهد ایشان نیز انجام می داد »
سپاس گزاری رسول خدا(ص)
پیامبر نعمت های الهی را بزرگ می انگاشت اگر چه بسیار اندک بود ،از غذا نه زیاد تعریف می کرد و نه بدگویی می نمود .
رفتار رسول اکرم (ص) با همنشینان
امام حسین (ع) فرمود :« از پدرم امیرالمومنین (ع) از سیره و روش حضرت رسول اکرم (ص) با همنشینانش پرسیدم : پدرم فرمود : پیغمبر (ص) همواره خوشرو ، سهل گیر ، نرمخو بود . خشونت و تندخویی نداشت ، پرخاشجویی و دشنامگویی نمی نمود ، هرگز عیبجویی یا مداحی نمی کرد ، از آنچه نمی پسندید تغافل می فرمود و در عین حال کسی را از خود مایوس نمی ساخت و دیگران را که بدان مایل بودند ناامید و مایوس نمی کرد ، خود را از سه چیز محفوظ می داشت : مجادله کردن ، پرگویی ، کارهای بیهوده .
خصوصیات پیامبر اکرم (ص)
پیامبر لحظه ای نگاه می کرد و به کسی خیره نمی شد . پیغمبر نگاه خود را میان اصحابش تقسیم نمی نمود و به این و آن برابر نگاه می کرد.آن حضرت هیچگاه با چشم و ابرو اشاره نمی کردند . با هیچ کس ، سخنی که مورد پسندش نبود بیان نمی کرد . هنگام راه رفتن ، همانند کسی که روی زمین شیب دار حرکت کند ، قدم ها را برمی داشت و می فرمودند :« بهترین شما خوش اخلاق ترین شماست .از هیچ خوراکی تعریف یا بدگویی نمی کرد ، اصحابش با حضور پیامبر ، در موردی نزاع نمی کردند.»
(مکارم الاخلاق : جلد1: ص 62)(اصول کافی :ج6،ص589)
در حالی که هم دردوهم دواء را می دانیم وخودمان را به ندانم ها زدیم.همش می خواهیم بشنویم،اما باشنیدن که انسان به جایی نمی رسد،عمل عمل.
به بزرگان وعلما واهل اخلاق میگوییم آقا نصیحت کنید،دستورالعمل بدهید واز اینها،در حالی که اگه به دانسته ها ومعلومات خود عمل می کردیم،دروازه سعادت را درواقع به روی خود باز کرده بودیم.
تنها چیزی که همه علما توصیه می کننددریک کلمه خیلی کوچک نهفته است آن اینست:ترک گناه،اما کوعمل کننده، با گوش دادن وشنیدن این نصیحت ها که انسان به جایی نمی رسد.
شاید فکرکنیم که ترک گناه خیلی آسان است،اما این کلمه چه بسا انسانها را به کفر وشرک کشیده است.
اما ما انسانها آنقدر ضعیف النفس شده ایم که لذتهای آنی این دنیا را به لذت های اخروی وجاودانی آخرت فروخته ایم.آن قدر گناه کرده ایم،آنقدر در زمین فساد وخون ریزی کرده ایم که زندگیمان از زندگی حیوانات پست تر شده است.
زندگیمان شده زندگی حیوانی،همش لذت وشهوت وبه هیچ چیز دیگر نمی اندیشیم.
وبا این همه ادعا مسلمان بودن وشیعه ومحبت اهل بیت را داریم.مگه ممکنه فردی کسی را دوست داشته باشه، اما به سخنانش وبه دستوراتش عمل نکند.جای شگفت است.
فقط می خواهیم معجزه ای،وحی ای،غیبی بیاد وبگه این درسته،اون غلطه.در حالی که خداوندلطفش را به بندگانش کامل کرده وماها یادمان رفته است.
حالا هم ازخدا می خواهیم که ظهورآخرین منجی اش را شتاب بخشد.مگه با این همه فساد وگناهکاری مگه در زمین جای پاکی وجود داردکه امام زمان(عج)بخواهد بیاید،اگه هم اومدمثل بقیه پیامبران وامامان اورا خواهیم کشت.
با گفتن ودعا کردن کار به جایی بند نمی آید،باید درکنار اینها عمل کنیم وترک کنیم:عمل به واحبات وترک محرمات.
همه ی سعادت وخوشبختی بشر دراین دوکلمه است،اگه توانستیم اینها را درزندگی خودپیاده کنیم،یقینا رستگار خواهیم بود.
2.امام حسین به دیداراسامه بن زید که دربستربیماری افتاده بود،رفت وشنید که او می گوید:وای ازاین اندوه.حضرت پرسید:ای برادر ازکدام اندوه؟اسامه گفت:قرضی که دارم،شصت هزار درهم.پس امام فرمود:پرداخت آن برعهده من.اسامه گفت می ترسم پیش از ادای قرض خوداز دنیا بروم.امام فرمود:نمی میری مگرآنکه من قرض تورا ادا کرده باشم.وآن حضرت چنانکه خودگفته بود پیش از وفات اسامه،قرض او راپرداخت.
3.اوهرسال به زیارت خانه خدامی رفت،مگر هنگامی که شرایط تیره آن روزگار رابر وی سخت کرده بود.پیاده به حج می رفت ودرکنار خودده ها شتربدون سوار را همراه می آورد.هرتهیدست مستمندی را که می دیدآنفدر به او می بخشید که توشه اش خالی می شد وآنگاه از دیگرشتران همراهش،توشه وآذوقه خویش را تامین می کرد.
4.شکیبایی آن است که انسان درسخت ترین شرایط بر اعصاب خود مسلط باشد،بی گمان امام علیه السلام در روز عاشورا در دشوارترین وسخت ترین حالتی بوده که انسان در برابرظلم وستم پایداری کرده است.اما با این همه آن حضرت شکیبایی ورزید.آنگونه که حتی فرشتگان آسمانی از مقاومت دلیرانه وقدرت وعزم پولادین وی به شگفت آمدند.
زندگانی چهارده معصوم،احمدی یوسف،صفحات 85-86
|
خدایا تویی بخشنده مهربان.تویی آمرزنده گناهان.تویی فریاد رس بی کسان.تویی مایه آرامش ما.
خدایا در این زمانه غفلت بی کس وتنهایم وتنها تو هستی که می توانی منو یاری دهی وکمکم کنی.تویی که میتونی من را از وحشت زمانه وبی کسی های آن در امان بداری.تویی که میتوانی ما را از غوطه ور شدن در گرداب گناهان مصون بداری.
خداوندا به همه ماها بصیرت وآگاهی عطا کن تا بتوانیم با دیدی باز و عقل نگر در صراط مستقیم قدم برداریم.
۲.ازامام حسن روایت شده که فرمود:درشب جمعه مادرم را دیدم که برای عبادت ایستاده بود.اوهمچنان به رکوع وسجود وقیام وقعود بود که سپیده سر زد.او برای مردان وزنان مومن دعا می کردویکایک آنها را نام می برد.من از او پرسیدم که چرا برای خود دعا نمی کنی وبرای دیگران دعا می کنی؟فرمود پسرم نخست همسایه سپس خانه
۳.شیخ صدوق از امیرالمومنین روایت کرده است که فرمود:فاطمه آنقدر با مشک آب می آورد که بند مشک در سینه اش اثر نهاد وآنقدر دستاس می کرد که دستش زبرشد وپینه بست وآنقدرخانه را می شست ومی رفت که لباسهایش گردآلود می شد وآنقدرآتش در زیر دیک می افروخت که لباسهایش دودآلود وسیاه می شد.
۴.ثعلبی از امام صادق روایت کرده است که روزی حضرت رسول اکرم (ص)به خانه فاطمه(س) آمد او را دیدکه جامه ای پوشیده از جل های شتر وبدست های خود آسیاب می گردانید ودرآن حالت فرزند خود را شیر می داد چون حضرت اورا درآن حالت دیدآب از دیده های مبارکش روان شد وفرمود:ای دخترگرامی تلخی های دنیا راامروز بچش برای شیرینی های آخرت.پس زهرا گفت:یا رسول الله خدا را برنعمت هایش حمد می کنم وخدا را بر کرامت های او شکر می کنم.پس خدا آیه ۵ سوره الضحی را فرستاد: ولسوف یعطیک ربک فترضی
به عشق گفتند:با این همه شتاب وسراسیمگی به کجا
توکه دردلها مسکن داری داری وهمه را محسورخود کرده ای
گفت:سوی یارومعشوق که هرچه هست دراوست
اوست زینت بخش دلها وگشاینده کارها ومحسورکننده دلها
گرچه من فریبنده ودل رباینده ام
لیکن ازلطف حق رسیده به من
گرخواهی نشوی شرمسارو نومید
زین باید دل سپری به معشوق
وای برحال ما انسانها که عشق با اون همه عظمت وبزرگی وجودش را به ذات باری تعالی پیوند می زندوهستی اش را از او میداند.اما ما انسانها چه؟ماها که حتی لحظه ای حاضرنیستیم غرورشیطانی خود رابشکنیم وبجای توجه به پناهگاهای شیطانی دلهایمان را متوجه خدا کنیم چی؟
آیا وقت آن نرسیده که به خویشتن بیایم وهدف خود را باز یابیم.ما خلقت الجن والانس الا لیعبدون.
اما وقتی خوب فکر میکنیم انگار می بینیم که نه بابا علاوه بر اینکه به این دستورات گوش نمی دهیم بلکه حتی لحظه ای حاضر نیستیم لااقل حرمتش را نگه داریم.۱۱۲۴معصوم بر سراین آرمان وهدف متعالی مظلومانه بشهادت رسیدنداما بازهم فایده نداشت.حتی آخرین فرستاده اش را درپس ابرها مخفی نگه داشتیم که مبادا بیاید وباز هم نصیحت بکند وبگد این را بکن واون را بکن.
حالا وقتی هم انواع مشکلات وسختی ها بر سر ماها نارل می شود میگیم همش عذاب است وخدا ما را دوست ندارد واز این حرفها.وبجای اینکه خودمان را مقصر بدانیم بهانه تراشی می کنیم آنقدر ادامه خواهیم داد که با دستان خود خویشتن را نابود خواهیم خواست.
درحالی که همه می خواهندخدا همه خواسته های آنان را برآورده کند.میگیم آخه جان برادرمگه تو واسه خدایت واسه کسی که جانت در دستای اوست چکار کردی که اونم واست بکند.البته با این همه خلاف جهت باز هم خدا لطف می کند.
خدا میگه اگه تو یک قدم برای من برداری من ده قدم واست بر می دارم واگه آهسته پیش من آیی من دوان دوان می آیم.آقا جان خوب دیگه از این بهتر چی میخوای.
اما آنقدر گناه کرده ایم وانواع فسق وفجورات را انجام داده ایم که دربازگشت را به روی خود بسته ایم وبا این همه امر بازهم رویمان می شود که بگوییم ما شیعه هستیم وخدا پرست.
عجب موجودی هستی ای انسان
بسم الله الرحمن الرحیم
شخصی از حضرت آیةالله بهجت رضوانالله تعالی علیه میپرسد:
“چه کنم که در معنویات آنقدر موفق باشم که صاحب کشف و کرامت گردم؟”
آن پیر روشنضمیر در پاسخ میفرمایند:
“کسانی که از مقداری معنویات برخوردار بودند، دنبال کشف و کرامت نمیرفتند. عاشق مقامات
عرفانی و کرامات نباشید، گاهی این جور کارها شما را به جهنم میبرد! انسان باید در این مسیر
انسانیت و کسب معارف، اهل مراقبه باشد و تا به مراقبه نرسد، فایدهای ندارد!”
(کتاب پرسشهای شما و پاسخهای آیةالله بهجت، جلد دوم)
واقعیت آن است که حضرت آیةالله بهجت که خود اهل کرامات بودند و اساتیدی اهل کرامت و
مکاشفه داشتند و چه بسا شاگردانی اهل کرامت پرورش داده باشند، افراد را از مسیر پرخطری
پرهیز دادهاند که طمع بیجا در آن میتواند مشکلات عدیده دنیوی و اخروی ایجاد کرده و گاه
انسان را به ورطه علوم غریبه و حتی رابطه با برخی موجودات غیبی که دشمن انسان هستند، بکشاند.
بنابراین، این عارف برحق، همواره تاکید می کردند که راه واقعی عرفان “ترک گناه” است و
چون این امر که البته ساده هم نیست حاصل شد، بقیه خیرات به سوی انسان سرازیر میشود.
به واقع کرامت شیعه به قرآن و عترت است و با وجود این دو به چیزی نیاز ندارد، هر چند که آنان
که خالصانه پای در این راه نهند و از طمع به عجایب بپرهیزند، خداوند آنان را مشمول رحمت کرده
و کراماتی نیز نصیبشان میکند، آنگونه که نصیب آیةالله بهجت فرمود: “الذین جاهدوا فینا،
لنهدینهم سبلنا”
منبع: وبلاگ شکوفۀ نرگس

چگونه میتوانیم سطح فکری و اعتقادی خود را درباره امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف بالاتر برده و عمیقتر کنیم؟
برای بالا بردن سطح فكری و اعتقادی به دو گزینه نیاز است:
1. توجه به حضرت حق و دعا و انابه به درگاه او و توجه به وظایف دینی، تا دل روشن و پاك گردد و بتواند تجلیگاه انوار و معارف حق باشد. این انوار، هم الهامات الهی را شامل میشود و هم تفكر را.
2. مطالعه كتابها و گفت و گو با اندیشوران و صاحبان علم و فكررا .
برای کسب معرفت، از راههای زیر میتوان بهره برد که هر یک دیگری را کامل میکند:
الف. راه عقل: اگر انسان کمی اندیشه کند درمییابد برای رسیدن به سعادت و نیل به هدف از خلقت خود، نیاز به راهنمایی از طرف خداوند دارد. پس باید از طرف خداوند افرادی برای رساندن پیام خداوند (نبوت و رسالت) انتخاب شوند؛ از این رو، عقل در مییابد به وحی و بعثت انبیا نیاز دارد. انسان، علاوه بر این به تعلیم و تبیین آن توسط آنها نیز نیازمند است؛ زیرا از یک طرف، وحیهای الهی در بسیاری از موارد حالت کلی دارد و از طرف دیگر، عقل بشر محدود بوده و توانایی درک درست و کامل وحی را ندارد. بر این اساس، انسان نیازمند فرمایشات و توضیحات انبیا است.
گفتنی است انسان علاوه بر جسم، دارای روح است که شخصیت اصلی او را تشکیل میدهد. روح نیز همچون جسم دارای نیازمندیها بوده و گرفتار آفتها و بیماریها میشود.
روح اگر بخواهد رشد و تعالی پیدا کند باید تحت تربیت قرار گرفته و تزکیه شود، نیازهای معنوی او تامین شود، آفتهایی که به آن دچار شده و یا ممکن است دچار شود شناسایی شده و با آن مبارزه شود. این مهم (رفع نیازها و مبارزه با آفتها) فقط در سایه تربیت یک مربی پاک امکان دارد؛ از این رو خداوند تزکیه و طهارت نفوس را وظیفه انبیا شمرده است و در قرآن میفرماید: «لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَی الْمُۆْمِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَكِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ»: خداوند بر مۆمنان منت نهاد هنگامی كه در میان آنها، پیامبری از خودشان برانگیخت؛ كه آیات او را بر آنها بخواند و آنها را پاك كند و كتاب حكمت بیاموزد».(1)
توجه به حضرت حق و دعا و انابه به درگاه او و توجه به وظایف دینی، تا دل روشن و پاك گردد و بتواند تجلیگاه انوار و معارف حق باشد. این انوار، هم الهامات الهی را شامل میشود و هم تفكر را
با بعثت آخرین پیامبر و رسول خدا حضرت محمد صلی الله علیه و آله پیامهایی که باید از طرف خداوند نازل میشد فرستاده شد و در اختیار انسان قرار گرفت که همان قرآن کریم بود. تا زمانی که پیامبر در میان مردم بود، به مقدار استعدادها و تواناییهای مردم آن زمان دین را برایشان تبیین کرد و به تزکیه نفوس پرداخت. البته تبیین دین پیامبر، بر اساس علوم الهی بود که پیامبر در اختیار داشت و به سبب داشتن عصمت، ارشاد و تزکیه مردم را انجام میداد.
عقل میگوید: بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله نیز باید فردی مانند او (عالم به علم الهی و معصوم از هر خطا) باشد، تا وظیفه تبیین دین و تزکیه مردم را به عهده بگیرد؛ پس باید در هر زمان انسان عالم و معصومی همچون پیامبر باشد، تا انسان به واسطه هدایتها و ارشادات او، راه کمال را بپیمایند؛ اما اینکه چنین فردی، چه کسی میتواند باشد، باید از پیامبر پرسید؛ زیرا ما توانایی شناخت انسان عالم معصوم را نداریم؛ پس راه نقل (استفاده از گفتار) را باید بررسی كنیم.
ب. راه نقل: در احادیثی که از پیامبر صلی الله علیه و آله (و همچنین از پیشوایان معصوم) به ما رسیده است، علاوه بر تاکید بر نیاز انسان به عالم معصوم، افرادی که بعد از پیامبر عهدهدار خلافت و جانشینی پیامبر هستند معرفی شدهاند، از جمله در حدیث معروف ثقلین پیامبر فرمود: من دو شیء گرانبها در میان شما میگذارم، یکی کتاب خدا و دیگری اهل بیتم. اگر به این دو تمسک کنید (و از آنها پیروی کنید) هرگز گمراه نمیشوید. این دو هرگز از هم جدا نمیشوند، تا در حوض (کوثر در قیامت) بر من وارد شوند.(2)
طبق این حدیث، باید همیشه یک نفر از اهل بیت که عالم کامل و معصوم است در کنار قرآن باشد؛ چون قرآن دریای علم بوده و از هر خطا دور است.

و در حدیث معروف دیگر پیامبر فرمود: «خلفا و جانشینان من دوازده نفرند».(3)
طبق این حدیث، آن اهل بیت که در کنار قرآن هستند، دوازده نفر خواهند بود.
در احادیث متعدد دیگر خداوند نام این دوازده نفر را ذکر کرده است؛ برای نمونه، وقتی آیه «أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ»(4) نازل شد، از پیامبر دربارة اولی الامر سۆال شد که که آنان چه کسانی هستند؟ پیامبر، آنان را معرفی کرد که اول آنها علی بن ابیطالب است و سپس نام باقی امامان را تا امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بیان فرمود.(5)
پس ما به کمک عقل و نقل فهمیدیم که امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف که در کنار قرآن قرار دارد و عالم به علم الهی و معصوم است، همان امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است.
البته باید با تفکر بیشتر و با استفاده از روایات، ادعیه و زیارات معرفت خود را به امام و مقام او بیشتر و عمیقتر کنیم. گفتنی است اگر انسان سعی کند ایمان را در خود تقویت کند و به وظایف دینی عمل کند، خداوند عنایت بیشتری به او کرده، او را در شناخت بهتر و کاملتر امام کمک میکند.
3. از راههای مختلف میتوان فهمید انسان چه مقدار به امام معرفت پیدا کرده است؛ از جمله:
ـ چه مقدار به او محبت دارد و به یاد او است؟
ـ در برابر شبهات، تا چه اندازه خود را میتواند حفظ کند و عقیده صحیح خود را از دست ندهد؟
ـ به وظایف دینی، چه مقدار توجه دارد و به آنها عمل میکند؟
اگر انسان کمی اندیشه کند درمییابد برای رسیدن به سعادت و نیل به هدف از خلقت خود، نیاز به راهنمایی از طرف خداوند دارد. پس باید از طرف خداوند افرادی برای رساندن پیام خداوند (نبوت و رسالت) انتخاب شوند؛ از این رو، عقل در مییابد به وحی و بعثت انبیا نیاز دارد. انسان، علاوه بر این به تعلیم و تبیین آن توسط آنها نیز نیازمند است؛ زیرا از یک طرف، وحیهای الهی در بسیاری از موارد حالت کلی دارد و از طرف دیگر، عقل بشر محدود بوده و توانایی درک درست و کامل وحی را ندارد. بر این اساس، انسان نیازمند فرمایشات و توضیحات انبیا است
هر اندازه محبت و یاد امام بیشتر باشد و توجه به وظایف دینی دقیقتر و کاملتر باشد و انسان در برابر شبهات مقاومتر باشد، به همان اندازه معرفت پیدا کرده است.
بنابراین، باید به دو عنصر عقل و نقل توجه کرد و از درگاه خداوند توفیق خواست و با بالابردن صفت تقوا، با عمل به دین و تکالیف شرع، دل و روح و قلب را قابل پذیرش انوار الهی كرد.
در پایان بیان این نکته خالی از لطف نیست که هر چند دشمنان، از راههای گوناگون به مرزهای فکری و اعتقادی و اخلاقی هجوم برده و در صدد انحراف مردم ـ به خصوص جوانان ـ هستند؛ ولی عنایت الهی متوجه طرفداران حق است. خداوند میفرماید: «وَ مَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً * وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ وَ مَنْ یَتَوَكَّلْ عَلَی اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَیْءٍ قَدْراً»؛ «کسی که تقوای الهی را پیشه کند، [خداوند] برای او راه خروج [از بن بستها را] قرار میدهد و به او روزی میدهد از جایی که گمان نمیبرد و کسی که به خدا توکل کند، پس خدا برایش کافی است».(6)
این رزق و روزی، شامل رزق و روزی معنوی و معرفتی نیز میشود. امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مراعات حال شیعیان را مهمل و رها نگذاشته است.(7) رعایت حال در همه امور است؛ حتی امور معنوی و فکری؛ پس اگر علاوه بر تلاش علمی و مطالعاتی، تقوا پیشه کنیم و به دستورات دین پایبند باشیم، خداوند و امام توجه بیشتری به ما خواهند داشت و علاوه بر امداد در پیشرفت معرفتی و ایجاد آمادگی، ما را از کید دشمنان حفظ میکنند.
پی نوشت:
1. آل عمران (3):164.
2. صحیح مسلم، ج4، ش2408، چاپ عبدالباقی، ص1803؛ سنن ترمذی، ج5، ش3788، الاحتجاج، ج1، ص216 و 391.
3. صحیح مسلم، ج6، ص102 و ج3، ص1453، ح5؛ صحیح بخاری، ج2، ص147، ح79؛ غیبت طوسی، ص88؛ غیبت نعمانی، ص75.
4. نساء (4):59.
5. تفسیر نورالثقلین، ج1، ص499.
6. طلاق (65): 2و3.
7. نامه به شیخ مفید، الاحتجاج، مرحوم طبرسی، ج2، ص495.
علت غیبت
در نامه مبارک حضرت ولی عصر(عج) به شیخ مفید ،علت غیبت
و طولانی شدن آن چنین آمده است :(( فما یَحبسُنا عَنهُم الّا مَا یَتَّصِلُ
بِنا ممّا نُکرِهُه ولا نؤثرهُ منهُم )) :باید بدانند که جز برخی رفتارهای
ناشایسته ی آنان که نا خوشایند ما است و ما آن عملکرد را زیبنده
شیعیان نمیدانیم ، عامل دیگری ما را از آنان دور نمی دارد . حقیقت
این است که انبوهی از روایات به صراحت،بیان گراین است که تمام
اعمال ما در عصر هر امام و پیشوایی از پیشوایان معصوم در هفته
دوبار، در روزهای دوشنبه و پنج شنبه به امام راستین جامعه ارائه
میشود. ازاین رو امام نمی پسندد که شیعه او به راه انحراف واشتباه
و گناه آلوده شود و همین آلودگی گناه است که توفیق تشرف را از
آنان سلب و آنان را از افتخار دیدار محروم میسازد. در همان نامه
حضرت به شیخ مفید آمده است که : (( اگرپیروان وشیعیان ما ـ که
خدا آنان را در فرمانبرداری خویش توفیق ارزانی شان دارد ـ به
راستی در وفای به عهد و پیمانی که در دوش دارند ، همدل و
یک صدا بودند،هرگز سعادت دیدارماازآنان به تاخیرنمی افتاد))
به راستی او غیبت نکرده است ، ما غفلت کرده ایم. هرچه هست
از ماست و باید علت غیبت را در خویش و رفتارمان جست و جو کنیم.
کتاب موعود نامه ص ۵۰۰