بهترين كاري كه در زمان غيبت مي توانيم انجام دهيم، انتظار فرج است. براي اين منظور بايد با وظيفه منتظران واقعي آشنايي داشته باشيم.

وظيفه منتظران‏
خوب است بدانيم كه امام زمان(عج) شديداً به شيعيان خود عشق مى‏ورزد؛ بلكه علاقه آن حضرت به شيعيان و دوستانشان خيلى بيشتر از علاقه‏اى است كه ما نسبت به آن حضرت داريم. ايشان همواره براى شيعيان خود دعا مى‏كنند. از آن حضرت نقل شده است: «اِنّا غَيْرُ مُهَمِلينَ لِمُراعاتِكُمْ وَلاناسينَ لِذِكْرِكُمْ»؛ بحارالانوار: ج 53، ص 174. ما هرگز در رعايت احوال شما كوتاهى نمى‏كنيم و شما را از ياد نمى‏بريم».
آنچه بر ما بايسته است، جلب رضايت آن بزرگوار است. پيوستگى با او، يعنى، مطيع او بودن. آنچه در روايات زياد سفارش شده، انتظار فرج است. ما بايد ارتباط معنوى خود را با امام زمان(عج) با عمل به دستورات آن حضرت و انتظار فرج به معناى واقعى ثابت و مستدام نگه داريم. از اين‏رو بسيار به جا است كه خصوصيات منتظر واقعى حضرت مهدى(عج) را بدانيم و سپس آن را در خود عملى كنيم.
رسول خداصلى الله عليه وآله فرمود: «اَفْضَلُ العِبادَةِ اِنْتِظارُ الفَرَجِ»؛ فرائد السمطين، ج 2، ص 334، چاپ جديد. برترين عبادات، انتظار ظهور و فرج است.
وظيفه منتظر امام زمان‏عليه السلام اين است كه مانند يك منتظر واقعى زندگى كند. وقتى انسان حقيقتا منتظر كسى باشد، تمام رفتار و سكناتش نشان از منتظر بودن او دارد. به عنوان مثال اگر منتظر ميهمان باشد، حتما خانه را تميز و مرتب و وسايل پذيرايى را آماده مى‏نمايد و با لباس مرتب و چهره‏اى شاداب در انتظار مى‏ماند. چنين كسى مى‏تواند ادعا كند كه منتظر ميهمان است. اما كسى كه نه خانه را مرتب كرده و نه وسايل پذيرايى را آماده نموده و نه لباس مرتب و تميزى پوشيده و نه اصلاً به فكر ميهمان است؛ اگر ادعا كند كه در انتظار ميهمان بوده، همه او را ريشخند خواهند كرد و بر گزافه‏گويى او خواهند خنديد!
لاف عشق و گله از يار زهى لاف دروغ
عشق بازان چنين مستحق هجرانند
بنابراين، انتظار قبل از آنكه از ادعاى انسان فهميده شود، از رفتار و كردار او فهميده مى‏شود. نمى‏توان هر كسى را كه ادعاى دوستى و ولايت امام زمان را دارد، در شمار دوستان و منتظران او قلمداد نمود! آرى «مشك آن است كه خود ببويد نه آنكه عطاربگويد».
با چنين توضيحى، روشن است كه منتظر واقعى امام زمان(عج) بايد رفتارش به گونه‏اى باشد كه هر لحظه منتظر ظهور امام زمان‏عليه السلام باشد، يعنى، در هر لحظه كه اين خبر را به او بدهند، خوشحال شود و آماده يارى آن حضرت باشد و با مال و جان خويش جهاد كند و خود را در راه آن حضرت فدا نمايد. منتظر واقعى، اهل گناه و دلبستگى به دنيا نيست؛ چرا كه چنين كسى نمى‏تواند از وابستگى‏ها، دلبستگى‏ها و آلودگى‏ها دست بردارد و آماده به خدمت در جهت اهداف مقدس امام زمان‏عليه السلام باشد.
با توجه به نكات ذكر شده مى‏توان بعضى از وظايف منتظران امام زمان‏عليه السلام را چنين ذكر كرد:
1. معرفت:
اولين شرط انتظار معرفت است؛ تا انسان ميهمان خود را نشناسد و از خصوصيات خوب او مطلع نباشد، منتظر او نخواهد شد. تنها هنگامى انسان در انتظار كسى مى‏نشيند كه او را خوب بشناسد، اما اگر انسان كسى را نشناسد و بداند كه آن شخص خواهد آمد، برايش اهميتى نخواهد داشت و منتظر او نخواهد ماند. در مورد انتظار امام زمان(عج) هم چنين است. كسانى كه آن حضرت را نمى‏شناسند (مانند كفار و يا اهل اديان ديگر)، هرگز انتظار او را نمى‏كشند؛ اما كسانى كه او را مى‏شناسند و ارزش و مقام او را مى‏دانند، منتظر او مى‏مانند.
كسانى كه امام زمان را نمى‏شناسند - اگر چه به ظاهر مسلمان باشند - چنانچه در اين حال بميرند در حال جاهليت از دنيا رفته‏اند؛ چنان‏كه پيامبر اكرم‏صلى الله عليه و آله‏فرمود: «مَنْ ماتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ اِمامَ زَمانِهِ ماتَ ميتَةَ الْجاهِلِيَّةِ»؛ بحارالانوار: ج 32، ص 331. «هر كس بميرد و امام زمانش را نشناسد به مردن جاهليت از دنيا رفته است».
بنابراين اولين شرط انتظار، ايجاد معرفت در مورد امام زمان(عج) است و طبيعى است كه هر مقدار معرفت انسان نسبت به آن حضرت بيشتر باشد، ارزش او را بيشتر درك كرده و به عظمت او بيش از پيش پى خواهد برد و بيشتر تشنه وجود آن حضرت خواهد شد. در حالى كه افراد جاهل و ناآگاه به ارزش آن حضرت، هرگز احساس تشنگى و عطش نسبت به وجود مقدس ايشان نخواهند داشت و بدين جهت از زمره منتظران بيرون هستند!
وصل خورشيد به شب پره اعمى نرسد
كه در اين آينه صاحب‏نظران حيرانند
شناخت امام زمان‏عليه السلام دو گونه است:
1. شناخت تاريخى وجود آن حضرت؛ مانند اينكه او امام دوازدهم است و تاريخ ولادتش در چه سالى است و مانند آن.
2. شناخت مقام نورانيت آن حضرت؛ كه اين شناخت كار هر كسى نيست و ظرفيت و لياقت زيادى مى‏خواهد. در حقيقت، اصحاب خاص امام زمان‏عليه السلام كسانى‏اند كه آن حضرت را به مقام نورانيت شناخته‏اند.
براى آگاهى از مقام عظيم امامت خواندن زيارت جامعه كبيره و تأمل در معانى عميق آن توصيه مى‏شود.
همچنين خواندن كتب معتبرى كه در مورد امام زمان‏عليه السلام نوشته شده است مى‏تواند انسان را تا حدى به مقام و عظمت آن حضرت آشنا سازد.

2. محبت به امام زمان‏عليه السلام‏
وظيفه ديگرى كه منتظران آن حضرت دارند اين است كه بايد دوستى و محبت امام عصر (عج) را در خود ايجاد كنند و آن را افزايش دهند. بديهى است تا انسان از ميهمان خويش خوشش نيايد و نسبت به او محبت نداشته باشد - هر چند هم كه او رابشناسد - نمى‏تواند واقعاً منتظر آمدن او باشد؛ اگر انسان از ميهمان خود بدش بيايد، چگونه مى‏تواند منتظر قدم او باشد و خود را براى پذيرايى از او آماده كند. پس تا محبت به امام زمان(عج) در وجود كسى شكل نگرفته و شعله‏ور نشده باشد، او نمى‏تواند به وظايف منتظران واقعى عمل نمايد. محبت به امام زمان(عج) وظيفه‏اى است كه پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله نيز به دستور خدا از ما خواسته است؛ آنجا كه در قرآن كريم مى‏فرمايد: «قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى‏»؛ سوره شورى: آيه 23.

3. ايجاد سنخيت با امام زمان‏عليه السلام‏
منتظران واقعى وضعيت روحى و فكرى و عملى خود را به گونه‏اى سامان مى‏دهند كه سنخيت كاملى با امام زمان‏عليه السلام داشته باشند. آيا مى‏توان منتظر قدوم كسى بود؛ ولى با او مشابهت و سنخيت نداشت؟ آيا مى‏توان محبت كسى را داشت، اما با او هيچ سنخيت و مشابهتى نداشت؟ ايجاد سنخيت با امام زمان از طريق تقويت ايمان و تقوا و فضايل اخلاقى و درجات معنوى حاصل مى‏شود. تنها در اين صورت است كه مى‏توان ادعاى محبت به آن حضرت را داشت. در صورتى كه انسان رفتارش مطابق ميل امام زمان(عج) باشد، شعله محبت او در دلش زبانه خواهد كشيد و عشق آن حضرت او را به فرياد خواهد آورد و دورى‏اش را بر او سخت و ناگوار خواهد ساخت.
طبيعى است كه هر چقدر سنخيت با ولى عصر(عج) بيشتر باشد، محبت آن حضرت به انسان بيشتر خواهد شد و محبت انسان نيز به آن حضرت افزون‏تر خواهد گشت. پس منتظر واقعى بايد سعى كند تمام وظايف دينى و احكام الهى را انجام دهد.

4. ارتباط با منتظران ديگر
منتظر امام زمان(عج) مى‏داند كه برنامه آن حضرت يك برنامه جهانى است و بايد ياوران زيادى داشته باشد تا حركتش پيروز شود. بنابراين به فكر گسترش ياران و منتظران آن حضرت بوده و با ارتباط با آنها، به تقويت روحيات ايمانى خود و ديگران خواهد پرداخت تا بر اساس دستور قرآنى A}«تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى‏»{A؛ V}سوره مائده‏{V به كمك مؤمنان منتظر، خود را آماده ظهور حضرت نمايد.

5. دعا براى تسريع در ظهور امام زمان‏عليه السلام
منتظر واقعى هر لحظه انتظار محبوب را مى‏كشد و از خدا مى‏خواهد كه هر چه زودتر او را برساند. بنابراين دعاى فراوان براى فرج آن حضرت از وظايف هميشگى منتظران حضرتش مى‏باشد. دعا براى تسريع در فرج امام زمان(عج)، به وسيله آن حضرت نيز توصيه شده است.

6. ياد فراوان حضرت
ياد كردن از محبوب، عادت ديرينه منتظران عاشقى است كه چندى منتظر محبوب خويش هستند؛ اما نتوانسته‏اند پس از مدت‏ها انتظار او را ببينند و حال خود را دست كم با ياد او و نام او آرام مى‏كنند. به ياد آوردن امام عصر(عج) و عنايت او به شيعيان با ذكر احاديث، كرامات، مقام و عنايت امام به شيعيان، وظيفه ديگرى است كه منتظران واقعى احساس مى‏كنند و بدين طريق همواره نام و ياد آن حضرت را زنده نگه مى‏دارند.

7. دادن صدقه‏
براى سلامتى آن عزيز و يا هديه نمودن ثواب‏هايى به حضرت مهدى(عج)، كه خود، موجب قبولى هر چه بيشتر اعمال است.

8. اميدوارى
بر قيام و انقلاب آن يوسف زهرا عليها السلام و اميد دادن به ديگران.

9. ايجاد آمادگى دائم رزمى براى ظهور حضرت
چنان‏كه در روايت آمده است: «ليعدن احدكم لخروج القائم و لو سهما»؛ بحارالانوار، ج 52، ص 366، ح 146. هر يك از شما براى قيام قائم(عج) بايد آماده گردد هر چند با تهيه يك تير باشد.
از اين رو شركت در بسيج يكى از وظايف منتظران است.

10. محزون بودن‏ به علت محروم بودن از زيارت آن وجود مبارك؛ «عزيز على ان ارى الخلق و لاترى و لا اسمع لك حسيسا و لا نجوى...»؛ دعاى ندبه. بر من گران است كه خلق را ببينم و تو ديده نشوى و سخن آشكار و پنهان تو را نشنوم.

11. اصلاح جامعه‏
فرج يعنى، نصرت، پيروزى، گشايش و مقصود، پيروزى حكومت عدل علوى بر حكومت‏هاى كفر و شرك و بيداد است؛ بنابراين انتظار فرج، يعنى انتظار تحقق‏يافتن اين آرمان بزرگ و جهانى و منتظر حقيقى كسى است كه در حقيقت خواهان تشكيل چنين حكومتى باشد و اين خواسته آن گاه جدى و راست است كه شخص منتظر، عامل به عدل و گريزان از ستم و تباهى باشد؛ و گرنه انتظار فرج در حد يك ادعا و شعار بى محتوا باقى خواهد بود. ازاين‏رو در روايات آمده است كه انتظار فرج خود فرج است؛ زيرا كسى كه حقيقتاً منتظر فرج و ظهور حجت خدا و تأسيس حكومت عدل گستر او است، زندگى خود را بر پايه عدل و داد استوار مى‏سازد و او انسانى است كه حضور و غيبت امام در نحوه رفتار و سير و سلوكش تفاوتى ندارد و قبل از تشكيل حكومت عدل او، چنين حكومتى را در زندگى خود پايدار ساخته است. بنابراين انتظار فرج حقيقى، ريشه در معرفت به حق و عدل و ايمان و عشق به آن دارد و آثار آن نيز در عمل نمايان مى‏گردد و چنين حقيقت اصيل و عميقى، با لفظ و شعار به دست نمى‏آيد و با بى تفاوتى و بى اعتنايى نسبت به مقدسات دينى و رسالت‏هاى انسانى در تعارض و تناقض است.

انتظار فرج يعنى:
الف. معرفت امام معصوم و عادل و پيشواى‏فضيلت؛
ب. ايمان به امامت و قيادت رهبرى الهى و عدالت پيشه؛
ج. عشق به عدالت وارزش‏هاى انسانى؛
ه. اميد به آينده‏اى روشن و نويد بخش؛
ك. تلاش براى برقرارى حكومتى عدل پيشه و عدل گستر؛
ح. رعايت موازين و قوانين دينى و اخلاقى؛
خ. داشتن روحيه تعهد و مسؤوليت‏پذيرى.
اين انتظار فرج است كه بهترين اعمال و بهترين عبادت است و چنين منتظرى، مقامى عالى دارد و هر گاه در زمان غيبت از دنيا برود، به منزله كسانى است كه پس از ظهور حضرت حجت(عج) زنده و تحت فرمان او در راه خدا جهاد مى‏كنند. بحارالانوار: ج‏52 ص 125؛ ره‏توشه راهيان نور، دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم چاپ اول تيرماه 1374 ص‏190-193 با تصرف.

يادآورى مهم:
درست است كه وظيفه ما تلاش براى ملاقات با امام زمان(عج) نيست و حتى بنا بر نظر بعضى از بزرگان، تحقق اين مسأله خيلى بعيد و نادر است و اگر هم ممكن باشد، براى امثال مقدس اردبيلى و علامه حلّى قابل تصور است؛ نه انسان هاى عادى هر چند مؤمن و خوب. ولي بحث ملاقات، نبايد با بحث ارتباط اشتباه شود؛ زيرا وظيفه ما ايجاد ارتباط با امام عصر(عج) است. منتظر امام زمان(عج) وقتى موفق به زيارت آن حضرت نمى‏شود، از طريق خواندن دعاى ندبه، زيارت آل ياسين، دعاى عهد، نماز امام زمان و نيز از طريق رفتن به مسجد جمكران، ارتباط خود را با آن حضرت حفظ مى‏نمايد و براى گره گشايى مادى و معنوى از ايشان به عنوان واسطه فيض الهى درخواست مى‏كند و خود را در محضر ايشان مى‏بيند.

منبع: پرسمان دانشجويي