برخی از عوامل خیر و برکت در زندگی فردی و اجتماعی عبارت است از:

۱. ایمان و تقوا

در قرآن و حدیث به اثر عمیق ایمان و تقوا در زندگى مادى انسان‌ها، اشاره شده است:[۱]

«و اگر اهل شهرها و آبادی‌ها ایمان می‌آوردند و پرهیزکارى پیشه می‌کردند، یقیناً [درهاىِ‏] برکاتى از آسمان و زمین را بر آنان می‌گشودیم، ولى [آیات الهى و پیامبران را] تکذیب کردند، ما هم آنان را به کیفر اعمالى که همواره مرتکب می‌شدند [به عذابى سخت‏] گرفتیم».[۲]

امیرالمومنین علیه السلام: «شما را به تقوای الهی، سفارش می‌کنم ...؛ زیرا هرکس تقوا پیشه کند، سختی‌ها، پس‏ از آن‌که نزدیک شده‌اند، از او دور می‌شوند ... و رحمت، پس از آن‌که رمیده است، به او مهربان می‌گردد و [چشمه‏] نعمت‌ها، پس از آن‌که خشکیده، بر او جوشان می‌شود و [بارانِ‏] برکت، پس از آن‌که نَم نَم گشته است، بر او سیل‌آسا می‌گردد».[۳]

امام صادق علیه السلام درباره این سخن خدای متعال که: «مَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِب»‏؛[8] یعنى در آنچه به او داده، برکت قرار می‌دهد.[۵]

۲. عدالت ورزی

امیرالمومنین علیه السلام: «به سبب عدالت، برکت‌ها افزونى می‌یابند».[۶]

امام صادق علیه السلام: «اگر میان مردم دادگرى شود، همه بی‌نیاز می‌شوند، آسمان روزى خود را فرو می‌ریزد، و زمین به اذن پروردگار متعال، برکت خویش را بیرون می‌آورد».[۷]

۳. صله رحم‏

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: «هر کس خوش دارد که عمرش طولانى و روز ی‌اش فراوان شود، تقوای الهی پیشه کند و صله رحم نماید».[۸]

امام على علیه السلام:

«برترین چیزى که وسیله‌جویان به آن متوسّل می‌شوند، ایمان به خدا و پیامبرش ... و صله رحم است، که مایه فزونى ثروت و تأخیر افتادن اجل است».[۹]

۴. اطعام‏

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: «برکت، به خانه‌اى که از آن به مردم نیکى برسد، سریع‌تر می‌رسد تا فرو رفتن تیغ در کوهان شتر یا رسیدن سیل به پایان [مسیرِ] خود».[۱۰]

۵. سلام دادن به هنگام ورود به خانه‏

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: «هر گاه یکى از شما به خانه خود وارد می‌شود، سلام کند؛ چرا که برکت می‌آورد و فرشتگان با آن، مأنوس می‌شوند».[۱۱]

۶. راست‌گویی در معامله

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: «هرگاه دو معامله‌گر راست بگویند، به هر دوى آنها، برکت داده می‌شود. و هر گاه دروغ بگویند و خیانت کنند، به هیچ کدامشان برکت داده نخواهد شد».[۱۲]

۷. قناعت‏

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: «قناعت، برکت است».[۱۳]

۸. راضى بودن انسان از تقدیر خداوند

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: «هر کسى روزی‌اى دارد که ناچار به او خواهد رسید. پس هر کس به آن راضى شود، برایش پُربرکت خواهد شد و او را بس خواهد بود و هر کس به آن راضى نباشد، نه برکت خواهد یافت و نه او را بس خواهد بود. روزى، در پى انسان است، آن‌گونه که اجلش در پى او است».[۱۴]

 

موارد دیگری نیز برای کسب برکت وجود دارد که در این نوشتار به همین مقدار بسنده می‌شود.[۱۵]

 

پی نوشت:

[1]. ر.ک: مائده، 66؛ طلاق، 2 – 3.

[۲]. اعراف، 96.

[۳]. سید رضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، محقق، صبحی صالح، ص 312 – 313، قم، هجرت، چاپ اول، 1414ق.

[۴]. «هر کس تقواى الهى پیشه کند، خداوند راه نجاتى براى او فراهم مى‏کند، و او را از جایى که گمان نمی‌کند، روزى می‌بخشد»؛ طلاق، 2 – 3.

[۵]. فیض کاشانی، ملامحسن، تفسیر الصافی، ج ‏5، ص 188، تهران، الصدر، چاپ دوم، 1415ق.

[۶]. لیثی واسطی، علی، عیون الحکم و المواعظ، ص 188، قم، دار الحدیث، چاپ اول، 1376ش.‏

[۷]. الکافی، ج ‏3، ص 568.

[۸]. کوفی اهوازی، حسین بن سعید، الزهد، ص 39، قم، المطبعة العلمیة، چاپ دوم، 1402ق.

[۹]. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج ‏1، ص 205، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، 1413ق.

[۱۰]. الکافی، ج ‏4، ص 29.

[۱۱]. شیخ صدوق، محمد بن على‏، علل الشرائع، ج ‏2، ص 583، قم، کتاب فروشی داوری، چاپ اول، 1385ق.

[۱۲]. الکافی، ج ‏5، ص 174.

[۱۳]. کوفی، محمد بن محمد اشعث، الجعفریات(الأشعثیات)، ص 160، تهران، مکتبة نینوی الحدیثة، چاپ اول، بی‌تا.

[۱۴]. دیلمی، حسن بن محمد، اعلام الدین فی صفات المؤمنین، ص 342، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، چاپ اول، 1408ق.

[۱۵]. ر. ک: محمدى ری‌شهرى، محمد، آژیر، حمیدرضا، شیخى، حمیدرضا، دانشنامه قرآن و حدیث، ج ‏12، ص 355 – 549، قم، دار الحدیث‏، چاپ دوم، 1391ش.

منبع:شیعه ۲۴